بازگشت
خانه > اخبار > چرا چنین...؟!؟ تاریخ انتشار : 1395/9/5

چرا چنین...؟!؟

از سر ارادت به مرجعیت و تکریم استوانه های انقلاب و به حرمت عواطفی که از خاطرات دوره ریاست قوه قضائیه آن مرحوم باقی است رنج سفر و سرما قابل تحمل شد و برای شرکت در تشیع جنازه آیت الله العظمی موسوی اردبیلی صبح جمعه وارد شهر قم و در صبحگاه سرد جمعه 5/آذر/1395 لا به لای جمعیت تشیع کنندگان جنازه مطهر جا خوش کردیم.

سرمای طاقت فرسا به وقتی که گرمای دست دوستان قدیم و همرهان آشنا را می فشردیم به یکباره خود می باخت و به فراموشی می رفت.

در بین تشیع کنندگان به غیراز علما و طلاب و آیت الله جوادی و خیل علمای آذری بسیاری از بزرگان سرشناس، بی ریا، آرام و با صلابت و ذکرگویان لا به لای جمعیت گام می زنند.

حاج احمدآقا منتظری فرزند رشید و دلاور فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری

حاج آقا سعید منتظری جانباز و فداکار

بهزاد نبوی پیر چریک سیاسی و زندان رفته دو دوران

ایت الله امجد

سید سراج الدین موسوی

حجت الاسلام دعائی

عبدالله نوری

رازینی قاضی پرونده های سرنوشت ساز و صادر کننده حکم اعدام سید مهدی هاشمی

دکتر علوی وزیر با کفایت و اندیشمند اطلاعات که گام در گام وزیر محترم دادگستری در حرکت اند، حاج آقا رحمانی رئیس بسیج روزگار حضرت امام که بی وقفه با حاج آقا واحد در سخن است و خیل مردم اردبیل که بسیاری از شخصیت های دیگر را نگین خود ساخته اند تشیع جنازه را جلوه ای خاص بخشیده است و بعضی ها هم در پیاده روها به نظاره و تفکر ایستاده اند که چه اتفاق تلخی است برای اردبیل که دریک زمان مرجعی بزرگوار و مداحی با حنجره قدسی را خاموش دید.

سرانجام جنازه آن مرحوم وارد صحن حضرت معصومه شد و با عبور از موانع و نرده ها به محل خواندن نماز میت آورده شد.

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی هم برای اقامه نماز وارد شدند و در تکمیل زنجیره ی شخصیت ها ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر حسن روحانی به همراهی ریاست محترم مجلس آقای دکتر لاریجانی و نواده برومند حضرت امام آقای سید حسن خمینی تشریف فرما و پشت سر آیت الله شبیری زنجانی برای اقامه نماز جا گرفتند.

تا اینجا همه امور تقریبا عادی به نظر می رسد و خبرنگاران هم دوربین به دست در ایوان رو به روی جنازه به کار خبری و حرفه ای خود و عکس و فیلم گرفتن مشغولند و در بهت کامل.

واویلای مراسم:

یا للعجب، درنهایت بهت و تعجب و در حضور عالی ترین مقامات کشورمان(ریاست جمهور – رئیس مجلس و وزرای محترم اطلاعات و دادگستری) به ناگهان همه متوجه می شوند هیچ مداحی و هیچ بلندگویی و تکبیر گویی وجود ندارد!!!!!!

معلوم شد دستی و فرمانی چنین خواسته که مراسم نماز و تشیع جنازه یک مرجع تقلید که از قضا در ردیف استوانه های انقلاب هم بوده است در صحن حضرت معصومه بدون هیچگونه بلندگو و بدون صدا و بدون هیچ یک از ابزارهای صوتی و مسئولین تبلیغات حرم اقامه شود.

و البته دراین هنگامه این تنها سید علی آقا فرزند مرحوم است که بهت زده همراه سایر برادران پشت سر آقا موسی آرام اشک می ریزد و می اندیشد جنازه این مرجع بزرگوار انتقام چه چیزی را پس می دهد و چرا..؟

و این چه دستی است که پیام محبت آمیز مقام رهبری را هم در تکریم آیت الله العظمی اردبیلی بر نمی تابد و چراغ راه نمی داند و شاید چون منی هم بیندیشد، چه رابطه ای بین این خموشی بلندگوها و خموشی بلندگوهای سخنرانی فرزند شهید مطهری در مشهد است؟ و چه نیروی نامرئی و مقتدری بر شریان های فرهنگی، مذهبی و تبلیغاتی کشورمان چنگ انداخته است..؟

بالاخره نماز به جنازه آن مرحوم به گونه ای پایان یافت که بسیاری اصلا متوجه نشدند نماز، کی شروع و کی تمام شد.؟

چون هیچ صدا و بلند گویی در کار نبود و حتی مکبر معمولی بدون بلندگو و به رسم قدیم هم ظاهرا وجود و یا اجازه نداشت تکبیر بگوید و صدای امام جماعت به صف دوم هم نمی رسید...

غفرالله لنا و لکم

مصطفایی

5 / آذر / 1395

مراسم آیت الله موسوی اردبیلی